بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > جامعه‌ی توده‌ای چیست؟

جامعه‌ی توده‌ای چیست؟


جامعه‌ی توده‌ای چیست؟

جامعه‌ی توده‌ای توصیفی از جامعه‌ی مدرن صنعتی است به‌مثابه‌ی توده‌ای افراد عاری از تمایز و از-خود-بیگانه. در اوایل قرن نوزدهم بود که جامعه‌ی توده‌ای به یک دغدغه تبدیل شد و در ابتدا بازتابی بود از تغییر در سرشت هراس نخبه‌گرایانه از بدنه‌ی سیاسی. یک زمانی اصطلاح «استبداد اکثریت» بیانگر هراس از عوام آشوبگر و حکومت عوامفریبانه بود، اما اوضاع چنان شد که از نیروهای مدرنیزاسیون گرایش‌های ویرانگر نیرومندتری نیز پدید آمد که ارزش‌های به‌شکل سنتی برابرگرفته‌شده با اشرافیت را تهدید به حذف کردند—به‌ویژه‌ ارزش‌های تفوّق و فردیت. بنابراین ترس از عوام راه را برای ترس از توده‌های تباهیده و تمایززدایی‌شده گشود. 
گرچه بخش اعظم این آثار اولیه خصلت لیبرال داشتند—که مثال عمده‌اش آثار الکسی دوتوکویل‌‌اند—اما بعدها آشکار شد که این آثار با اَشکال خاصی از محافظه‌کاری و نخبه‌گرایی نیز سازگاری دارند. شروح محافظه‌کارانه، نظیر «طغیان توده‌ها» اثر خوزه ارتگا ئی گاست (1930)، نوعا بر فقر فکری و فرهنگی جامعه‌ی توده‌ای تمرکز داشتند، جامعه‌ای که در آن قوه‌ی داوری تا پایین‌ترین سطح عوام‌پسندانه نزول کرده بود. این شرح گاهی با تحقیر دموکراسی‌های وسیع و پردامنه و یک نوستالژی بازگشت به یک جامعه‌ی سلسله‌مراتبی‌تر نیز همراه بود—دیدگاه‌هایی که جنبش‌های فاشیستی در دهه‌های 1920 و 1930 در تصاحبش تعجیل به خرج دادند، نظیر آنچه در آثار گائتانو موسکا و ویلفردو پارتو رخ داد.
روایت‌های مارکسیستی و روایت‌های نوین لیبرایی از جامعه‌ی توده‌ای عمدتا در واکنش به چرخش‌های اقتدارگرایانه در اروپای دهه‌ی 1930 پدیدار شدند. دانشمندان علوم سیاسی لیبرال، همچون دیوید ریزمان (جمعیت منزوی 1950) و ویلیام کورنهاوزر (سیاست در جامعه‌ی توده‌ای 1960) بر انحطاط دین سنتی و تعلقات اخلاقی و ظهور ترفندهای تبلیغاتی پیچیده که می‌تواند رضایت عوام را با دستکاری به‌دست‌آورد تاکید داشتند. مکتب مارکسیستی فرانکفورت از ابتدای دهه‌ی 1940 بر این مطلب اذعان داشت که جامعه‌ی توده‌ای یک محصول گریزناپذیر صنعت فرهنگ است. صنعت فرهنگی که در خدمت منافع سرمایه‌داری است.  
اما این قسم دیدگاه‌های یکپارچه درباره‌ی فرهنگ توده‌ای توسط رویکردهای جدیدتر کنار گذاشته شدند. مطالعات فرهنگی توجه قابل‌ملاحظه‌ای را به چندپارگی بازار و زیستگاه فرهنگی در جامعه‌ی مدرن و گوناگونی شیوه‌های تفسیر معطوف داشته‌ است، اموری که باعث شده‌اند دستکاری مستقیم توده‌ها دشوارتر شود. این الگوی انعطاف‌پذیرتر از ایدئولوژی در پژوهش‌های متاخرتر درباره‌ی تمامیت‌خواهی در رژیم نازی و رژیم اتحاد جماهیر شوروی تقویت شده است. پژوهش‌هایی که مدل تلقین توده‌ای‌ مورد استفاده در کارهای اولیه در باب این موضوع را  به چالش کشیده‌اند. افزون‌بر‌آن، ایستادگی در برابر رژیم‌های اقتدارگرا از دهه‌ی 1960 مکررا در عناصر فرهنگ عامه ریشه دوانیده است و این امر باعث شده که کلاف تصورات درباره‌ی پیامدهای جامعه‌ی توده‌ای و ترفندهای فرهنگ توده‌ای پیچیده‌تر گردد.

 

ترجمه از

Calhoun, Craig, 2002, Dictionary of the Social Sciences, Oxford University Press, p. 299.
 


کلمات کلیدی: جامعه توده‌ای، الکسی دوتوکویل، مکتب فرانکفورت